الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

124

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

رؤية نبيّه و هو يقرأ : ( يس و القرآن الحكيم - إلى قوله : - فأغشيناهم فهم لا يبصرون ) فلمّا أصبح رسول اللّه أذن اللّه له بالخروج إلى المدينة و كان آخر من قدم إلى المدينة من الناس فيمن لم يفتن في دينه - أو لم يحبس - عليّ بن ابى طالب و ذلك إنّ رسول اللّه أخّره بمكّة و أمره أن ينام على فراشه و أجّله ثلاثا و أمره أن يؤدّي إلى كلّ ذي حقّ حقّه ففعل ثمّ لحق برسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و اطمأنّ الناس و نزلوا إلى أرض أمن مع إخوانهم من الأنصار . ابن عباس گفت : چون قريش براى اين منظور ( توطئه بر ضدّ پيامبر ) تصميم گرفتند و وعده گذاشتند كه در دار الندوه جمع شوند و دربارهء پيامبر خدا مشورت كنند ، در آن روز موعود گرد هم آمدند و آن روز را روز رحمت مىگفتند ، شيطان در شكل يك پيرمرد بزرگوار كه لباس خشنى داشت بر در ايستاد و خود را به آنان نشان داد ، چون او را ديدند كه بر در ايستاده ، گفتند : شيخ كيست ؟ گفت : پيرمردى از اهل نجد كه آنچه را كه شما وعده گذاشته بوديد شنيد و با شما حاضر شد تا آنچه را كه مىگوييد بشنود و اميد است كه از راى و نصيحت خود بر شما دريغ نكند . گفتند : آرى داخل شو . او با آنها داخل شد و در آنجا اشراف قريش از هر قبيله‌اى حاضر بودند ، از بنى عبد شمس عتبه و شيبه فرزندان ربيعه و ابو سفيان بن حرب ، و از بنى نوفل بن عبد مناف طعمة بن عدى و جبير بن مطعم و حرث بن عامر بن نوفل ، و از بنى عبد الدار بن قصى ، نضر بن حرث بن كلده ، و از بنى اسد بن عبد العزّى ، ابو البخترى بن هشام و زمعة الاسود بن مطلب و حكيم بن حزام ، و از بنى مخزوم ، ابو جهل بن هشام و از بنى سهم ، نبيه و منبّه فرزندان حجاج و از بنى جمح ، امية بن خلف يا كس ديگرى از اين قبيله و كسان ديگرى جز آنان كه از قريش نبودند . بعضى از آنان به بعضى ديگر گفتند : كار اين مرد به جايى رسيده كه مىبينيد و سوگند به خدا ما در امان نيستيم كه با پيروان خود بر ما حمله كند ، پس به اتفاق دربارهء او نظر بدهيد و مشورت كنيد ، آنگاه يكى از آنان گفت : او را در آهن زندانى كنيد و در را به روى او ببنديد سپس در انتظار باشيد تا به او همان رسد كه به شاعران